جواد نکونام پس از اينکه زمان تعطيلات کريسمس در آلمان آغاز شد ترجيح داد به ايران بيايد تا در کنار خانوادهاش به تمرين بپردازد. ديروز نکو به باشگاه پاس رفت و خاطرات گذشته او را تحت تأثير قرار داد تا باز هم از رفتن پاس به همدان انتقاد کند و حسرت روزهايى را بخورد که پاس تيم بزرگى بود.
نکو، کجا هستي؟
تهران، تازه وارد تهران شدهام و مىخواهم به تمرين بروم. اکنون هم جلوى ورزشگاه دستگردى هستم.
آيا تمرين هم مىکني؟
نرم دويدن را آغاز کردهام و در دستگردى تمريناتم را انجام مىدهم. جا دارد از همکارى سرهنگ بارانچشمه مديرعامل پاس تشکر کنم.
چه احساسى دارى وقتى در دستگردى تمرين مىکني؟
باشگاه با نشاط پاس به يک باشگاه بىروح تبديل شده است. واقعاً حيف از اين باشگاه بزرگ که به اين روز افتاده است. اميدوارم هر چه زودتر پاس به جايگاه واقعىاش برگردد، چون آنهايى که اين گوهر گرانبها را بردهاند توانايى ادارهاش را ندارند. با تمام احترامى که براى مردم همدان قائل هستم بايد بگويم جايگاه پاس آنقدر بزرگ است که هنوز نبودش احساس مىشود. داشتن تيم حق همدان است اما نبايد پاس خراب مىشد. من با بازيکنان هم که صحبت کردم، متوجه شدم که کسى دوست ندارد به همدان برود.
مىتوانى راه کار ارائه بدهي؟
پاس به تهران برگردد و همدان يک تيم ديگر را به استانش ببرد.
از کى دويدن را آغاز کردي؟
دو، سه روز قبل از اينکه به تهران بيايم دويدن را آغاز کردم.
چرا آمدى ايران؟
در آلمان به دليل تعطيلات کريسمس، کلينيک تعطيل شد و پزشکانم برنامه تمرينى دادند تا در تهران تمرين کنم. در ضمن خيلى دوست دارم کنار خانوادهام باشم.
اين داستان مصدوميت کى تمام مىشود؟
عجلهاى براى اتمامش ندارم.
نيمفصل هم تمام شد اما تو برنگشتي.
عجلهاى ندارم. حتى اگر فصل هم به اتمام برسد برايم مهم نيست چون به دنبال بهبودى پايم هستم.
به نظر تو کدام گزينه در بين مربيان تيمملى براى ما مفيد هستند؟
هر کس بيايد ما بايد مثل يک سرباز مطيع باشيم و هر کس باشد وظيفهام را انجام مىدهم.
صحبت از حضور قلعهنوعى است.
هر مربى بيايد وقت مىخواهد و اگر قلعهنوعى هم مدنظر است بايد به او زمان داد.