تبليغاتX
وبلاگ حامی جواد نکونام...نه...جواد جون

عکس جواد نکونام

سلام.خوفیییییییییییییییییییننننننننننننننننننننننن.

پسکجایدیییییییییییییییییدددددددددددددد.

بابا الا میخوام چند تا عکس توپ از جواد براتون بزارم.شاید قدیمی باشد.

 

راستی در این عکس نکونام هست((کاریکاتور))

بیشتر از این پیدا نکردم

(( با تشکر از همکارانم))

تا اپ بعدی.

بابای.



+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 19:6 توسط |

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

انتقاد شديد اسپالتى از توتى
Goal- لوچانو اسپالتى مربى رم بعد از برد تيمش مقابل آتالانتا، از فرانچسكو توتى كاپيتان تيمش به خاطر كم كارى انتقاد كرد. مربى رم به رغم كسب پيروزى در ديدار يكشنبه شب، كاملاً از عملكرد توتى ناراضى بود درحالى كه اين تيم با ضربه آزاد او توانست گل تساوى را بزند، وى گفت: توتى يك گل زد و كمك مؤثرى بود با اين وصف مى تواند بيشتر تلاش كند و تعيين كننده تر از اين ظاهر شود. اگر بازيكنى دو گل بزند درحالى كه مى توانسته پنج گل بزند، به اندازه كافى تلاش نكرده است. اگر بازيكنى يك گل به ثمر برساند و بعد از آن ۷۰ دقيقه تعطيل باشد و عملا تيم را ۱۰ نفره كند، بقيه مجبورند بيشتر تلاش كنند. هر بازيكنى بايد به تيمش متعهد باشد و از توانش مايه بگذارد. اين اظهارات خبرنگاران را غافلگير كرد بويژه اينكه توتى به عنوان اسطوره باشگاه رم شناخته مى شود. قطعاً اختلاف و مشاجره اين دو نمى تواند به موفقيت تيم رم كمك كند.
هواداران رم اميدوارند اين موضوع همين جا خاتمه يافته و كاپيتان تيمشان عكس العملى نشان ندهد


+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 19:2 توسط شقایق |

دیدی نکونامو؟!

سلام

من دیروز داشتم با شوق و ذوق شبکه اراک رو می دیدم که بفهمم بالاخره تعطیل هستیم یا نه!(آخرشم تعطیل نکردن!)

در همان موقع بود که نگار زنگ زد و به من گفت:"شقایق کانال سه!
رو بگیر!"

من هم دست و پامو گم کردم ولی هر جوری بود بالاخره گرفتم

خلاصه اینکه نکو رو آورده بودن و ما هم فیض بردیم؟!

گفت که آخر هفته از ایران میره

حالا اون وسط مامانم گیر داده میگه شلوار گاوبازی پوشیده؟

حالا دیدی نکونامو؟!



+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 16:43 توسط شقایق |

حق سرباز کور شده را میگیریم

با عرض سلام خدمت همکاران خودم و شما

من اپم درباره این سرباز است.

تصوير ناراحت كننده سرباز مصدوم شده در بازي پرسپوليس-سپاهان كه بر اثر پرتاب نارنجك دستي بينايي خويش را از دست داده و در وضعيت اسفباري به سر مي برد.

اين جوان فقط ۱۹ سال دارد و يك ماه از خدمت سربازي را گذرانده بود كه اين اتفاق ناگوار برايش رخ داد.

محمود احمدی، جوانی از شهرستان سورش جان استان چهارمحال و بختیاری که فقط 19 سال دارد و یک ماه از خدمت سربازی را گذرانده بود.

پدر محمود در کویت کارگری می کند. او تا دیروز فکر می کرد پسرش عصای دست پیری اش خواهد بود؛ امروز اما تقدیر بر این است که او عصاکش فرزندش باشد.

براستي چه كسي پاسخگوي اين ضايعه است؟

تا كي تماشاگران نادان خويش را عده اي قليل بدانيم در حالي كه جو ورزشگاه ها خود نمايانگر فرهنگ تماشاگران ماست.

آيا با محروميت تيم ها و كسر امتياز از آلام اين جوان نگون بخت كاسته خواهد شد؟

جواب شما چیه؟

کور شدن سرباز نیروی انتظامی در بازی پرسپولیس سپاهان



+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:44 توسط |

امان از دست حاشیه

سلام

یه خبر خوندم که واقعا شاخ در آوردم

گفتم به شمام بگم که تعداد شاخ دارها زیاد شه و من خیلی تابلو نباشم!

چپ‌ پاى‌ پرسپوليس؛ مرد سرشناس‌ دوپينگى‌ فوتبال‌ ايران...!
خبر کميته‌ ضددوپينگ‌ در تعقيب‌ 6 مربى‌ و يک‌ پزشک‌ که‌ ديروز در خبرورزشى‌ و يکي، دو روزنامه‌ ديگر به‌ چاپ‌ رسيد، بازتاب‌ فراوانى‌ در جامعه‌ فوتبال‌ کشور داشت. در اين‌ خصوص‌ اخبار تکميلى‌ ديگرى‌ منتشر شده‌ که‌ مى‌تواند پيامدهاى‌ بدترى‌ داشته‌ باشد. گويا در ليستى‌ که‌ قرار است‌ از سوى‌ مسئولان‌ کميته‌ ضددوپينگ‌ منتشر شود، نام‌ يکى‌ از بازيکنان‌ چپ‌ پاى‌ پرسپوليس‌ هم‌ ديده‌ مى‌شود که‌ قطعاً‌ در صورت‌ قطعى‌ شدن‌ اين‌ خبر و درج‌ آن‌ بايد منتظر اتفاقات‌ عجيب‌ و غريبى‌ در فوتبال‌ ايران‌ باشيم. البته‌ هنوز هيچ‌ يک‌ از مسئولان‌ مربوطه‌ در اين‌ خصوص‌ اظهارنظر رسمى‌ نکرده‌اند و همه‌ چيز در حد حدس‌ و گمان‌ است‌ اما آنچه‌ که‌ مسلم‌ است، در نهايت‌ نمى‌توان‌ واقعيت‌هاى‌ مربوط‌ به‌ دوپينگ‌ فوتباليست‌هاى‌ سرشناس‌ و ديگر ورزشکاران‌ را لاپوشانى‌ کرد. در مورد دوپينگ‌ بازيکن‌ چپ‌ پاى‌ پرسپوليس‌ و تعداد ديگرى‌ از فوتباليست‌هاى‌ سرشناس‌ هم‌ بايد گفت‌ که‌ اين‌ خبر به‌ نقل‌ از يکى‌ از اعضاى‌ کميته‌ ضددوپينگ‌ در يک‌ محفل‌ خصوصى‌ عنوان‌ شده‌ و قطعاً‌ طى‌ روزهاى‌ آينده‌ به‌ صورت‌ رسمى‌ هم‌ اعلام‌ خواهد شد.


+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 8:58 توسط شقایق |

آیدین نیکخواه بهرامی درگذشت

آره!ناراحتم

چون هنوز ۶ ماه از قهرمانیش نگذشته

چون هنوز ۳ ماه از خوندن مصاحبش تو ۴۰چراغ نگذشته

چون هنوز ۱ هفته از دیدن بازیش با صبا نگذشته

چون المپیک رو ندید و رفت

چون روزنامه ها حتی زحمت ندادن دو خط راجع بهش بنویسن

ایران ورزشی که یه عکس گذاشت وتموم

خبر ورزشی هم همین طور

ولی این رسمش نیست

آیدین یه قهرمان بود

حقش بیشتر از این حرفاست

دلم برا صمد می سوزه و خونوادش

آره!گریه ام می گیره چون من یه عشق بسکتبالم

به همه بسکتبالیای عزیز و همین طور خانواده نیکخواه تسلیت می گم

 شرمنده که زودتر آپ نکردم

ایراد از سیستم بلاگفا بود



+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 10:48 توسط شقایق |

آیدین دیگر به پکن نمیرسد....او دیگر بر روی هیچ حلقهای نمی پرد!

سلام

امروز اومدم یه آپ کنم نه واسه جواد نه واسه پرسپولیس و نه اصلا واسه فوتبال،آپ امروز فقط و فقط واسه آیدین.....

 

حتما شنیدین که آیدین نیک خواه بهرامی به همراه نامزد و یکی از دوشتاش در سانحه رانندگی از دنیا رفته.

پسری که خیلی زود رفت،خیلی زود تر از اون چیزی که خودش و همه ما فکر میکردیم.

انگار همین دیروز بود که تو مصاحبش با چلچراغ گفته بود که آخرش این سرعتم کار دستم میده.......

که همینطورم شد.....

واقعا حیف بود که اینقدر زود بره.......

یاد پرتاب های 3امتیازیش به خیر......

یاد اون پرتابی که منجر به مقام آوردن ایران تو دوحه شد به خیر.....

یادش به خیر وقتی که داشت تور مسابقات قهرمانیه آسیا رو پاره میکرد اشک میریخت....

خیلی سخته آدم از 10 سالگی با داداشش بسکتبال بازی کنه بعد یکی از داداشا رفیق نیمه راه باشه....

از خدا میخوام واقعا به خانوادش به خصوص داداشش،محمد صمد صبر عطا کنه.

بچه ها ازتون میخوام هرکس این آپو میخونه،چه آیدینو میشناسه چه نمی شناسه یه فاتحه واسه شادیه روحش بخونه.

بسم الله، شروع کن......

امیدوارم این آخرین باری باشه که واسه یه همچین چیزی آپ می کنم

 



+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 17:17 توسط نگار |

مصاحبه با جواد نکونام

سلام به همکار خودم و تمامی شما.

من الا در این اپم میخواهم مصاحبه ای برای شما بگذارم.(از جواد)

فوتبالیست شدن برایم یک رویا بود

اشاره : جواد نکونام هافبک پرتوان و کم صحبت تیم ملی و تنها بازیکن ایرانی حاضر در اسپانیا مهمان ما بود .
جواد برای ما از دوران کودکی اش ، از شخصیت های عجیب و غریبش و اتفاقات تلخ و شیرینی که در زندگی اش افتاده ، از زندگی در اسپانیا و تصمیمش برای ازدواج حرف زد .

SP_26_NEKOONAM_0.jpgSP_26_NEKOONAM_2.jpg

r-ja-na-l.jpg

 هنوز هم در کرج زندگی می کنی ؟
o نه الان چند سالی است که به سعادت آباد آمدیم .
• هنوز هم با بچه محل هات در ارتباط هستی ؟
o بله ، مگر می شود آنها را فراموش کنم ، هنوز هم خیلی وقت ها که دلم میگیرد و هوایشان را می کنم پایم را می گذارم روی گاز و یکراست میرم سراغ بچه محلها ....
• قد ووزنت چقدره؟
o قدم 180 سانتی متر ووزنم 78 کیلو گرم
• در کدام تیم ها بودی ؟
o نفت ، سلیپا ،راه آهن، هما ، پاس ، الوحده ، الشارجه ،
• درسخوان بودی ؟
o دوران ابتدائی خیلی خوب بودم . دوران راهنمائی کمی ضعیف شدم و وقتی دبیرستان رفتم بیشتر وقتم را همراه تیم های مختلف در اردو می گذارندم با این حال بالاخره توانستم دیپلم را بگیرم .

• تجدید هم می آوردی ؟
o بله
• بیشتر در چه درسهایی ؟
o فیزیک و شیمی
• شخصیت محبوب دوران نوجوانی تو چه کسی بوده ؟
o چون همه زندگی من فوتبال بود بنابراین سه هافبکی را که سال نودو شش برای تیم ملی ایران بازی می کردند خیلی دوست داشتم . علیرضا منصوریان ،کریم باقری و حمید استیلی . واقعا بازیشان بودم.

• در دوران نوجوانی بیشتر چه رویاهائی داشتی ؟
o فوتبال و ماهیگیری ، دوست داشتم فوتبالیست مطرحی باشم بیشتر بازی های ملی و باشگاهی را از نزدیک تماشا می کردم و به همین دلیل فوتبالیست شدن برایم یک رویا بود .
• پس هدفت هم همین بود ؟
o بله ، بیشتر اهداف من به فوتبال ختم می شد .
• پدر و مادرت مخالفتی با فوتبالیست شدنت نداشتند ؟
o بیشتر دوست داشتند که من درسم را ادامه دهم اما کو گوش شنوا !
• الان چی ؟ از اینکه فوتبالیست شدی راضی هستند ؟
o خیلی زیاد . اونها هدفشان پیشرفت و موفقیت من بود و زمانی که این موفقیت را دیدند به یکی از حامیان اصلی من تبدیل شدند .
• جواد سوختگی شدید روی پاهایت همیشه ذهن ما را مشغول کرده . اما تو هیچ گاه در این مورد حرفی نزدی ! نمیخوای در این مورد چیزی بگی ؟
o اون موقع حدود هشت سالم بود . اون روز من و برادر بزرگم مهدی تو خونه تنها بودیم . چراغ نفتی کوچکی برای گرم کردن داشتیم . مشغول بازی فوتبال شدیم در یک لحظه با چراغ برخورد کردم و چراغ برگشت و من سوختم . بلافاصله منو به بیمارستان بردند . هفت ماه در بیمارستان بستری بودم و پزشکان به کلی قطع امید کرده بودند .چون شدت سوختگی زیاد بود . آن روز ها همه برای زنده ماندنم دعا می کردند و شکر خدا بخیر گذشت .
• حالا که از این حادثه سخت جان سالم بدر بردی چه حسی داری ؟
o خیلی خوشحالم ... من همه آن روز های سخت را فراموش کردم و به این نتیجه رسیدم که پایان هر درد و رنجی می تواند خوشی و شادی باشد .
• بزرگترین تجربه ات از دوران نوجوانی ؟
o یاد گرفتم در زمینهای خاکی فوتبال بازی نکنم . زیاد گل کوچک بازی کردن ضرر دارد .
• چی شد رفتی دنبال فوتبال ؟
o خوب وقتی بچه بودم عاشق دوچرخه سواری بودم ... ولی وقتی که با توپ آشنا شدم همه سعی و تلاشم خلاصه شد توی دنبال نوپ دویدن ... تا اینکه یه روز به خودم آمدم دیدم بدون توپ حتی یک لحظه هم نمی توانم زندگی کنم .
• نگفتی چند خواهر و برادر داری ؟
o من سه برادر دارم خودم هم فرزند سوم خانواده هستم و متاسفانه از داشتن خواهر محروم هستم .
• جواد از زندگی در اسپانیا بگو ؟
o من همیشه آرزو داشتم روزی در اسپانیا و در ورزشگاه نیوکمپ بازی کنم و حالا خیلی خوشحالم که به این آرزویم به این زودی دست یافتم . مردم اسپانیا در کل بسیار خونگرم و مهربان هستند . بچه های تیم هم به من کمک زیادی می کنند که در داخل و خارج زمین احساس راحتی کنم .
• برخورد مردم آنجا با تو چطور بود ؟
o خیلی خوب . آنها در ورودم یک ماشین مدل بالا و یک خانه شیک در اختیارم قرار دادند .
• با دیگر بازیکنان چگونه ارتباط برقرار می کنی ؟
o من در حال یادگیری زبان هستم . اما در زمین همه حرف همدیگر را می فهمیم . در واقع فوتبال زبان خاصی ندارد به علاوه برخی از بازیکنان به انگلیسی صحبت می کنند .
• از شهر ( پامپلونا ) بگو ؟
o یک شهر دنج و آرام با مردم مهربان . من مردم آنجا را که بسیار هم با محبت هستند را دوست دارم در هر صورت آداب و رسوم و زندگی در آنجا با ایران بسیار متفاوت است . در ابتدا من احساس تنهایی کردم اما به تدریج خو گرفتم .
o همه چیز سریع اتفاق افتاد و آنچه آرزوی من است فوتبال بازی کردن و پیروزی است . من به کمک خدا قصد دارم به سرعت و تا حد ممکن سطح بازی ام را ارتقاء دهم .
• پست شما کجاست ؟
o من همیشه به عنوان هافبک دفاعی در مرکز زمین کار کرده ام و این منطقه را برای بازی کردن دوست دارم .
• چقدر تفاوت بین فوتبال ایران و اروپا وجود دارد ؟
o سطح فوتبال در اروپا بالاتر از آسیاست . از لحاظ تکنیکی در آنجا بازیکنان خوبی هستند ولی سرعت بازی نسبت به اروپا پایین تر است در اسپانیا فوتبال را بسیار فیزیکی باز ی می کنند و بنابراین لازم است که با سرعت زیاد بازی کنی .
• در این فصل چه احتمالی را برای اوساسونا در نظر می گیرید ؟
o ما با بد شانسی از لیگ قهرمانان اروپا حذف شدیم و اکنون می خواهیم تا آنجایی که امکان دارد در رده های بالاتر قرار گیریم . من معتقدم هم اکنون بارسلونا بهترین تیم در لاگیگاست .
• نظرت در مورد مربی اوساسونا ( خوزه آنخل سیگاند ) چیست ؟
o زمان کمی است که با او کار می کنم ولی او یک مربی جوان است و درک بالایی دارد من معتقدم با او می توانیم موفق شویم و به پیروزی برسیم .
• اهل فال بینی هستی ؟
o بی فال هم نیستم . اما خیلی خودم را درگیر این جور مسائل نمی کنم .
• رابطه ات با آلبوم عکس چطوره ؟
o عالی . من عاشق دیدن آلبوم هستم . چون به نظرم هر عکس برای خودش یک دنیا خاطره حرف دارد.• توی زندگی از چی می ترسی ؟
o از مرگ زود هنگام خودم و عزیزانم .
• از چی نمی ترسی ؟
o از تنهایی و بی پولی
• بدترین کتک زندگیت را از چه کسی خوردی ؟
o در دوران مدرسه از مدیرمان . مدیر داشت سر صف برای بچه ها صحبت می کرد و من و چند تا از دوستانم هم داشتیم شیطنت می کردیم یکدفعه مدیر از پشت بلند گو اسمم را صدا زد تا بروم بالای سکو و...
• پس خیلی شیطنت داشتی ؟
o بله تقریبا
• چه کاری در دوران نوجوانی انجام دادی و از انجامش پشیمانی ؟
o یک گربه در حیاطمان بود از اول بزرگش کرده بودیم و پیش خودمان بود یک روز نمی دانم چرا دم گربه را گرفتم و بعد از اینکه چند دور چرخاندمش ، پرتش کردم به آسمان . وقتی مهدی برادرم دید که چکار کردم دنبالم کرد . من هم آمدم فرار کنم که با سر رفتم داخل پنجره ، شیشه شکست و هنوز جای بخیه های آن روز روی صورتم و روی چانه ام مانده است .



+ نوشته شده در جمعه هفتم دی 1386ساعت 11:34 توسط |

هورا!بالاخره طلسم شکسته شد

سلام

خوفی؟

من که خیلی خوشحالم

می دونی چرا؟

آخه بعد از مدت ها یه مطلب راجع به نکونام پیدا کردم

درسته که دیروز اعصابم از دست خبر ورزشی خورد بود ولی دستشون ندرده

شاد شدم

خب بریم سر آنالیز مصاحبه!:

۱-خیلی خوشحالم که نکو با رفتن به اسپانیا یادش نرفته که از کجا شروع کرده و هنوزم به فکر پاسه!

۲-یه اشکالی که هست اینه که اگه پاس برگرده تهران و یه تیم دیگه بره همدان ایده خوبی نیست چون اون موقع طرفداران اون تیم و البته خود تیم مطمئنا مثل پاس دچار مشکل می شن

۳-خوانواده دوستی یکی از اخلاق های بسیار خوب یه فوتبالیسته که خوشبختانه نکو اونو داره

۴-امیدوارم هر چه زودتر به میادین برگرده.خیلی زودتر از فصل بعد!البته بهبودی از همه چیز مهم تره

دويدن‌ را آغاز کردم‌ نکونام: هنوز نبود پاس‌ در ليگ‌برتر احساس‌ مى‌شود!

 

جواد نکونام‌ پس‌ از اين‌که‌ زمان‌ تعطيلات‌ کريسمس‌ در آلمان‌ آغاز شد ترجيح‌ داد به‌ ايران‌ بيايد تا در کنار خانواده‌اش‌ به‌ تمرين‌ بپردازد. ديروز نکو به‌ باشگاه‌ پاس‌ رفت‌ و خاطرات‌ گذشته‌ او را تحت‌ تأ‌ثير قرار داد تا باز هم‌ از رفتن‌ پاس‌ به‌ همدان‌ انتقاد کند و حسرت‌ روزهايى‌ را بخورد که‌ پاس‌ تيم‌ بزرگى‌ بود.
نکو، کجا هستي؟
تهران، تازه‌ وارد تهران‌ شده‌ام‌ و مى‌خواهم‌ به‌ تمرين‌ بروم. اکنون‌ هم‌ جلوى‌ ورزشگاه‌ دستگردى‌ هستم.
آيا تمرين‌ هم‌ مى‌کني؟
نرم‌ دويدن‌ را آغاز کرده‌ام‌ و در دستگردى‌ تمريناتم‌ را انجام‌ مى‌دهم. جا دارد از همکارى‌ سرهنگ‌ باران‌چشمه‌ مديرعامل‌ پاس‌ تشکر کنم.
چه‌ احساسى‌ دارى‌ وقتى‌ در دستگردى‌ تمرين‌ مى‌کني؟
باشگاه‌ با نشاط‌ پاس‌ به‌ يک‌ باشگاه‌ بى‌روح‌ تبديل‌ شده‌ است. واقعاً‌ حيف‌ از اين‌ باشگاه‌ بزرگ‌ که‌ به‌ اين‌ روز افتاده‌ است. اميدوارم‌ هر چه‌ زودتر پاس‌ به‌ جايگاه‌ واقعى‌اش‌ برگردد، چون‌ آنهايى‌ که‌ اين‌ گوهر گران‌بها را برده‌اند توانايى‌ اداره‌اش‌ را ندارند. با تمام‌ احترامى‌ که‌ براى‌ مردم‌ همدان‌ قائل‌ هستم‌ بايد بگويم‌ جايگاه‌ پاس‌ آنقدر بزرگ‌ است‌ که‌ هنوز نبودش‌ احساس‌ مى‌شود. داشتن‌ تيم‌ حق‌ همدان‌ است‌ اما نبايد پاس‌ خراب‌ مى‌شد. من‌ با بازيکنان‌ هم‌ که‌ صحبت‌ کردم، متوجه‌ شدم‌ که‌ کسى‌ دوست‌ ندارد به‌ همدان‌ برود.
مى‌توانى‌ راه‌ کار ارائه‌ بدهي؟
پاس‌ به‌ تهران‌ برگردد و همدان‌ يک‌ تيم‌ ديگر را به‌ استانش‌ ببرد.
از کى‌ دويدن‌ را آغاز کردي؟
دو، سه‌ روز قبل‌ از اين‌که‌ به‌ تهران‌ بيايم‌ دويدن‌ را آغاز کردم.
چرا آمدى‌ ايران؟
در آلمان‌ به‌ دليل‌ تعطيلات‌ کريسمس، کلينيک‌ تعطيل‌ شد و پزشکانم‌ برنامه‌ تمرينى‌ دادند تا در تهران‌ تمرين‌ کنم. در ضمن‌ خيلى‌ دوست‌ دارم‌ کنار خانواده‌ام‌ باشم.
اين‌ داستان‌ مصدوميت‌ کى‌ تمام‌ مى‌شود؟
عجله‌اى‌ براى‌ اتمامش‌ ندارم.
نيم‌فصل‌ هم‌ تمام‌ شد اما تو برنگشتي.
عجله‌اى‌ ندارم. حتى‌ اگر فصل‌ هم‌ به‌ اتمام‌ برسد برايم‌ مهم‌ نيست‌ چون‌ به‌ دنبال‌ بهبودى‌ پايم‌ هستم.
به‌ نظر تو کدام‌ گزينه‌ در بين‌ مربيان‌ تيم‌ملى‌ براى‌ ما مفيد هستند؟
هر کس‌ بيايد ما بايد مثل‌ يک‌ سرباز مطيع‌ باشيم‌ و هر کس‌ باشد وظيفه‌ام‌ را انجام‌ مى‌دهم.
صحبت‌ از حضور قلعه‌نوعى‌ است.
هر مربى‌ بيايد وقت‌ مى‌خواهد و اگر قلعه‌نوعى‌ هم‌ مدنظر است‌ بايد به‌ او زمان‌ داد.
فعلا بای



+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 18:17 توسط شقایق |

بازی دیروز برابر پاس همدان

سلام

اول از همه بگم که این باخت هیچی از پرسپولیس کم نمی کنه و این روزنامه هایی هم که می گن امپراتوری۱۶۲۰ دقیقه ای فرو ریخت و...خیلی...

باخت پرسپولیس تو جام حذفی بود و ما تو لیگ برتر هنوز هم بدون باختیم.حتی اگه ببازیم هم بازم بچه های ما دل شیر دارن و قهرمان می شن

نکته دوم اینکه خود واعظی هم گفت که اشتباه کرده و دیگه در این مورد گیر ندین بهش(با اینکه من خودم اصلا از واعظی خوشم نمی یاد و معتقدم دروازه بان انلی رودباریان)

به هر حال هر کسی می تونه اشتباه کنه

حالا هم یه گزارش از روزنامه ایران ورزشی می ذارم چون خودم بازی رو ندیدم آخه مدرسه بودم

۳ گل و۴ اخراجى سرانجام اختلافات درونى
انجماد
162138.jpg
شناسنامه
دوشنبه ۳/۱۰/۸۶
ساعت: ۰۰:۱۴
ورزشگاه: قدس همدان
مرحله يك هشتم نهايى جام حذفى باشگاه هاى كشور
پاس همدان ۳
گل ها: مهدى جعفرپور (۲۷ و ۵۸ و ۸۲)
پاس گل اول: اشتباه سپهر حيدرى
پاس گل هاى دوم و سوم: يدالله اكبرى
پرسپوليس صفر
داور: محسن تركى
كمك ها: رضا سخندان و حسن نوشه ور
اخطار: كريم باقرى (۴۷)، يدالله اكبرى (۶۱)
حنيف عمران زاده (۶۷)
اخراج: فرزاد آشوبى (۶۷)، غلامحسين بادامكى (۸۶)، محمد نصرتى (۹۰) و واحدى نيكبخت (۹۲)
تماشاگر: ۷۰۰۰ نفر
ستاره ميدان: مهدى جعفرپور (پاس همدان)

پاس همدان: ساندرو توميچ، جواد شيرزاد، خسرو حيدرى، اميد خورج، فاروق اختيارويچ، امير ابوچا (مصطفى چترآبگون ۷۲)، سعيد دقيقى (محمد اسماعيل نظرى ۷۷)، مهدى جعفرپور (محمد غلامى ۸۲)، حنيف عمران زاده، سيد محمد علوى و يدالله اكبرى
سرمربى :وينكوبگوويچ
پرسپوليس: مهدى واعظى، بهادر عبدى (فراز فاطمى ۷۵)، سپهر حيدرى، محمد نصرتى، پژمان نورى، كريم باقرى، حسين بادامكى، عباس آقايى، فرزاد آشوبى، محسن خليلى و محمدرضا مامانى (واحدى نيكبخت ۴۶)
سرمربى :افشين قطبى

ايران ورزشى- بازى حساس پاس همدان و پرسپوليس در مرحله يك هشتم نهايى جام حذفى در هواى آفتابى و سرد همدان درحالى آغاز شد كه هواداران پرشور همدانى بيشتر از گنجايش ورزشگاه در استاديوم قدس حضور پيدا كرده بودند. اكثر قريب به اتفاق تماشاگران طرفدار پاس همدان بودند و حدود ۵۰۰-۴۰۰ نفر از پرسپوليس طرفدارى مى كردند.
پرسپوليس علاوه بر سرماى استخوان سوز همدان، در آغاز بازى نيكبخت و شيث را در اختيار نداشت و پاس با تمرينات مستمر چند روز گذشته اش آماده پا به ميدان مى گذاشت.

نيمه اول
بازى با سوت تركى آغاز شد. پرسپوليس در شروع بازى حمله اى را روى دروازه پاس همدان طرح ريزى كرد كه شوت كريم باقرى از كنار دروازه به اوت رفت. پس از حمله، ۱۰ دقيقه پاس همدان بازى را در اختيار گرفت كه جعفرپور دو موقعيت خوب را از دست داد. بازى از دقيقه ۱۵ خوابيد و دو تيم گهگاه روى دروازه هاى يكديگر توپ هاى بى هدفى را ارسال مى كردند تا اينكه در اثر اشتباه واعظى در دفع توپ و پاس به عقب اشتباه سپهر حيدرى، در برگشت توپى كه به تير عمودى دروازه خورده بود با ضربه مهدى جعفرپور در دقيقه ۲۷ منجر به، به ثمر رسيدن گل اول پاس شد. پس از گل اول پاس، پرسپوليس تغيير چندانى در شيوه بازى خود نداد و جواد شيرزاد در يك موقعيت تك به تك با واعظى برخورد كرد كه به مداواى سرپايى منجر شد. در دقيقه ۳۸ مهدى جعفرپور يك موقعيت تك به تك را از دست داد تا بازى بد مدافعان پرسپوليس اثبات شود. در نيمه اول اكثر پاس هاى پرسپوليس به بازيكنان خودى نمى رسيد و اشتباهات آنها خيلى زياد بود. روند بازى در نيمه اول كاملاً به نفع پاس همدان بود.
162075.jpg
نيمه دوم
افشين قطبى در نيمه دوم نيكبخت را جايگزين مامانى كرد تا او اولين و آخرين ضربه خطرناكش را در دقيقه ۴۷ از روى دروازه به اوت بفرستد.
در دقيقه ۵۸ دوباره روى اشتباه فاحش نصرتى و واعظى مهدى جعفر پور با دروازه خالى تك به تك شد تا گل دوم، خود و تيمش را به ثمر برساند. پس از گل دوم، پرسپوليس كمى به شدت حملاتش افزود اما به جز شوت از راه دور كريم باقرى كه خورج آن را از دهانه دروازه بيرون كشيد موقعيت ديگرى نصيب پرسپوليس نشد.
در دقيقه ،۶۷ فرزاد آشوبى به علت تكل دوپا اخراج شد تا مشكلات پرسپوليس دوچندان شود. قطبى، فراز فاطمى را به جاى عبدى به بازى آورد تا بار هجومى تيم افزايش پيدا كند اما به هم ريختگى خط دفاعى پرسپوليس باعث شد تا روى پاس يدالله اكبرى، مهدى جعفرپور هت تريك كند و با يك شوت سهمگين طاق دروازه پرسپوليس را در دقيقه ۸۲ فرو بريزد. اگر يدالله اكبرى كمى خوش شانس بود مى توانست در دقيقه ۸۴ براى بار چهارم دروازه پرسپوليس باز شود كه واعظى اجازه نداد. دقايق پايانى مسابقه با اخراج هاى پى درپى بازيكنان پرسپوليس همراه بود. بادامكى و واحدى نيكبخت در دقايق ۸۶ و ۹۲ پس از گرفتن كارت زرد، براى تركى دست زدند و به شيوه مشابهى اخراج شدند و فقط محمد نصرتى بود كه در دقيقه ۹۰ با يك تكل دوپا، پاى هافبك پاس را درو كرد و اخراج شد و براى تركى دست نزد تا جمع اخراجى ها به چهار نفر برسد و پرسپوليس قطبى، بدون مرزبان اولين باخت را به صورت مفتضحانه تجربه كند.

 

 



+ نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 13:46 توسط شقایق |

درباره ی ما


سلام
این وبلاگ برای تمام طرفداران آقای نکونام ساخته
شده نظر سنجی فقط در مواقع خاص فعال
می شود در صورت نیاز هر گونه اشکال و یا
شبهه ای را می توانید از طریق آدرس
ای میل neko0_jo0n_666@yahoo.com
با ما در میان بگذارید
ممنون از اینکه وبلاگ ما را انتخاب کردید
منتظر پیشنهادات و انتقادات شما هستیم

منوی اصلی

پیوند های روزانه

آرشیو

موضوعات وبلاگ

نویسندگان

پیوند های وبلاگ

ابزار

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

قالب وبلاگ بلاگفا

کلیه ی حقوق مادی و معنوی وبلاگ javad-nekounam-joon محفوظ می باشد.
طراحی شده توسط یاس تم


قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

هاست

دامين

طراحي سايت

شهر قالب وبلاگ