شاگرد مغرور دوست طلاساز حاج احمد پروين، براي نشاندن نگين روي انگشتر كه از قرار معلوم سختترين مرحله شغل سن 10سالگياش به حساب ميآمد از چشمهاي خود به جاي ذرهبين استفاده ميكرد. از اين بابت اما استاد كارهاي طلاساز را به صرافت انداخته بود كه براي به خدمت گرفتنش تلاشهاي ويژهاي به خرج دهند. حالا پنجاه و يك سال از آن روزها ميگذرد. پروين همان پروين باقي مانده. با اين تفاوت كه كمتر كسي حداقل در باب فوتبال حسرت نداشتن او را نميخورد.
دوباره باخت پروين
استيلآذين در اولين ديدار خود از رقابتهاي ليگ دسته اول مقابل سرخپوشان تن به شكست داد. يك روز پس از اين اتفاق روزنامهها پر شد از باخت پرويني كه حالا عصبانيتش امر چندان بهتبرانگيزي به حساب نميآيد. چه اين اولين بار نبود كه پروين ميباخت. او طي چند سال گذشته بارها اين اتفاق را تجربه كرده. انگار او درست طبق اصول 6 دهه گذشته از زندگياش بدون توجه به بهترين راه، هميشه همان راهي را انتخاب ميكند كه به ظن خودش درست است.
استيلآذين اما عصر روز يكشنبه در شروع رقابتهاي ليگ دسته اول به بحران رسيد. بحراني كه قائم مقام باشگاه استيل آذين را به واكنشي تند وادار كرد تا پروين بعد از پايان بازي به سبك و سياق هميشگياش كادر فني را تهديد به بركناري كند:
«من نميدانم حواس اين آقاي يونگ كجا بود؟ از يك منطقهاي كه بچهها داشتند ضعيف كار ميكردند، بيشتر از 40 تا توپ ريخته شد، اما انگار نه انگار.»وي كه بابت اولين شكست تيم پرهزينهاش بسيار عصباني به نظر ميرسيد، در واكنش به نتيجه بازي گفت: «اگر اين نتيجه تكرار شود، شك نكنيد كه كادر فني را تغيير ميدهم. ما با كسي شوخي نداريم.»
كمي آنطرفتر اما سرمربي هلندي استيلآذين كه طي يكي، دو سال گذشته تجربه حضور در كادر فني پرسپوليس و استقلال را هم داشته، در پاسخ به تهديد علي پروين گويا راهي جز سكوت نميشناخت. اگرچه طبق آخرين اخبار او روز گذشته به هلند سفر كرد.
حتي وقتي به گوش يونگ رسيد كه پروين تأكيد كرده از اين به بعد در كارهاي فني هم دخالت ميكنم، دستيار سابق آريهان كوچكترين واكنشي از خود نشان نداد. هر چند شايد مبلغ هنگفت قرارداد يونگ وي را مجاب كرده كه مثل يك شاگرد رام، جز سكوت و تحسين، پاسخ ديگري براي پروين نداشته باشد.
يك منبع آگاه روز گذشته به همشهري گفت: «قرارداد يونگ به مبلغي بالاتر از 400 ميليون ميرسد و اين در حالي است كه همه بازيكنان استيل آذين قراردادهاي بالاي 100 ميليون را امضا كردهاند.»
با اين حساب شكست برابر سرخپوشان بايد هم علي پروين را تا مرز انفجار پيش ببرد. چه مهرههاي نامي استيل آذين در زمين بازي انگار حرفي براي گفتن ندارند. پروين كه اقتدار كمرنگشدهاش طي سالهاي گذشته را نميتواند در سايه حضور بازيكنان فعلي استيلآذين جستوجو كند حتي درباره زمين صباشهر نيز دست به انتقاد زده و گفته است: شب قبل از بازي به ما ميگويند بايد در صباشهر بازي كنيد. ما هم نتوانستيم تماشاگران استيل آذين را به آنجا ببريم.
اين موضوع اما تعجب مديرعامل باشگاه سرخپوشان را برانگيخت. ايرج قرباني در گفتوگويي تأكيد كرد: دليل اين اعتراض را نميدانم. ما ميزبان بوديم. بنابراين انتخاب زمين با نظر ما بايد انجام ميشد، همين. وي ادامه ميدهد: براي پروين احترام زيادي قائلم، اما اعتراض آنها بيمورد است.
مديريت به سبك و سياق پرسپوليس
او در استيل آذين همان راهي را در پيش گرفته كه چند سال پيش ناكامي پرسپوليس را باعث شد، انگار حاشيه دخالت پروين در امور فني كه 3 سال پيش نقش سرمربي آلماني پرسپوليس را به چالش ميكشيد، اين بار در رابطه با يونگ حتي تندي بيشتري هم به خرج ميدهد.
اگر شرايط ويژه آن روزهاي پرسپوليس باعث شد تا پروين براي تهديد به بركناري سوبل، 5 هفته شرايط را بسنجد و سپس با اين جمله كه « اين آقا بهتر است با اولين پرواز به آلمان برگردد» سرمربي آلماني را تحت فشار قرار دهد، حالا در استيلآذين خيلي چيزها باعث شده تا همهكاره اين باشگاه در خصوص اتخاذ تصميمات آني، ذرهاي تأمل به خرج ندهد.
اگرچه استيلآذين گرانقيمت شايد مقدمهاي براي رسيدن به روياي فروخورده پروين يعني پرسپوليس باشد.رويايي كه در 2 برهه زماني پروين را وادار به گوشهنشيني كرد؛ در زمان مديريت اكبر غمخوار و البته محمدحسن انصاريفرد.پس از حذف توسط غمخوار، پروين به فاصله يك فصل بعد پرسپوليس را باز هم در تملك خود ميديد. نگاهي كه هميشه با او همراه بوده اما كمترين نتيجه را از آن دريافت كرده است.
او پس از جدايي غمخوار در سايه مديرعاملي محافظهكار همچون حجتالله خطيب بيش از پيش قدرت را در پرسپوليس از آن خود كرد. حاصل اين رفتارها اما براي سرخها افتخاري را به همراه نداشت.
يك سال بعد، اين شاگرد قديمي پروين بود كه در قامت مديرعامل باشگاه پرسپوليس، وي را از معادلات تيمداري حذف كرد و به نشانه تشريفات پروين را در عين كنار گذاشتن مورد احترام قرار داد. اين در حالي بود كه نتايج ضعيف علي پروين با پرسپوليس هيچ توجيهي را باقي نميگذاشت. چه هواداراني كه طي چند سال ناكامي هرگز به خود اجازه نداده بودند عليه پروين شعارهايي سر دهند، ديگر حوصلهاي براي مدارا با تنها يك نام بزرگ نميشناختند.
ديگر برنميگردم
آيا پروين به پرسپوليس فكر نميكند؟ وقتي براي اولين بار از پرسپوليس حذف شد، به سراغ يك تيم زيرگروه دسته اولي رفت؛ آذربايجان. حضور در آذربايجان كه در واقع براي علي پروين، حكم يك مانور تبليغاتي را داشت، باعث اتفاق تازهاي شد. آذربايجان به دسته اول صعود كرد اما يك سال بعد امتياز اين باشگاه دسته اولي واگذار شد تا پروين در اولين مانور تبليغاتياش ناكام بماند.
با اين حساب استيل آذين ابزار تازه پروين براي مرور تاكتيك كليشهاياش به شمار ميرود. ابزاري كه از قرار معلوم باز هم مقدمه خوبي براي رسيدن به پرسپوليس نيست. چه بازي دادن به مهرههايي كه بر سر نخواستنشان در ليگ برتر دعوا بوده، هرگز روياي هميشگي پروين را تضمين نميكند.
اين در حالي است كه چهره 90 هزار نفري ورزشگاه آزادي نيز در بعضي از بازيهاي حساس پرسپوليس پيام ويژهاي را به پروين مخابره ميكند؛ «هواداران پرسپوليس بيشتر از هواداران پروين هستند.»
اين پرسپوليس قهرمان ميشود
او فصل گذشته در حالي دنيزلي را يك مربي كوچك برشمرد كه در تمام طول فصل تأكيد ميكرد: «هيچكس حق ندارد دنيزلي را يك مربي كوچك بداند.» پروين اما اين حق را فقط براي خودش قائل بود. رويهاي كه در نسبت ميان او و سرمربي تازهوارد سرخهاي پايتخت نيز بيترديد حاكم است.
چه بعد از اولين باخت يا در صورت ناكامي او از طريق اعمال فشارهاي رسانهاي، حريف را تا سرحد حذف پيش ميبرد. فرزند ششم خانواده 10 نفري حاج احمد پروين حالا در سن 61 سالگي نيز قصد ندارد به افتخارات بسيارش يكبار براي هميشه بسنده كند. چه در تعليق ميان خداحافظي و بازگشت به فوتبال، ناكامي را چندين بار تجربه كرده است.
با اين حال او درست مثل روزهايي كه همچون يك بندباز حرفهاي با دوچرخهاش روي جدول كوچههاي محله عارف باعث نگراني خيليها ميشد، نصيحتپذير نشان نميدهد. آن روزها بزرگترها هرگز براي نصيحت كردن علي زاغي پيشقدم نميشدند. چون اعتقاد داشتند كه حرفهايشان كوچكترين تأثيري ندارد.